تبليغاتX
پاتوق دختر پسرهای گرگانی....

لحظه های بی کسی(تا اطلاع ثانوی درش تخته)

من تو را در هر نفس می خوانم ، عاشقم من ، بی تو اما بی نفس میمانم ، تو اگر خواهی

مرا تنها گذار ، بی نفس ، تو بدان من زیر خاک هم تو را می خوانم

می هراسم که بگویم ،که بنالم، از عشق از غم از تو ،می هراسم که باز محکوم ، به رفتن

شوم ،به جایی دورتر  تاریکتر ، محکوم به فرو بردن بغضی شکسته ، هراس از باز بی تو

بودن ، باز مرده بودن... و انگاه که بودن و نبودن یکیست ، اه  تمام میکنم غم ، هزار و

یکیست 

 

+ نوشته شده در سه شنبه 1387/07/23ساعت 10:31 PM توسط علیرضا |