تبليغاتX
پاتوق دختر پسرهای گرگانی....

جوجو ها

امروز تصمیم گرفتم برا بچه ها(خردسالان) یک مطلب بنویسم...از تو مجله پیداش کردم.خودم جدی از این داستان خوشم اومد شاید شما هم خوشتون بیاد.ولی درکل برای کودکان...

تابستون و جوجوها

تابستون زرد است..همرنگ جوجوها..آنها را خیلی دوست دارم.آنها این طرف و آن طرف می پرندوخیلی زیبا هستند.

به مامان می گویم(مامان برایم جوجو می خری؟)مامان میگوید(نه عزیزم..جوجو ها در آپارتمان می میرند..اگر خونه ی ما باغچه داشت

برایت جوجو می خریدم!) به مامان می گویم(جوجو را می برم مهدکودک..مهدکودک باغچه دارد!) اما نازنین جان.مربی مهدکودک

می گوید(مهدکودک که جای جوجو نیست!)

من تابستون بدون جوجو را دوست ندارم.بعداز ظهر وقتی مامان دنبالم می آید تا به خونه برگردیم..به خونه هایی نگاه می کنم که باغچه دارند و

حتما توی باغچه ی آنها هزار تا جوجو هست؟ کاش خونه ی ما باغچه داشت.

+ نوشته شده در پنجشنبه 1387/05/03ساعت 1:24 AM توسط علیرضا |