چشمه ها
رهایی
وجودش سراسر پرواز بود
شوق رهایی
در موسیقی باد
وآهنگ دلنشین دریا
دیگر نوبتش رسیده بود
پس بارید
و رها شد ازاوج
از گوشه چشم ابر
چکیده و تمام شد
ولی لذت پرواز را
هیچ گاه فراموش نکرد
مغرور
در زیر نور آفتاب
ایستاده ام
مغرور
بیچاره خورشید
آرزوی کوچک
فقط یک نگاه..یک توجه
کافی بود
که به آرزویش برسد
قاب عکس روی دیوار!
شاعری
ذوقم گل می کند
شعر است.سپید
می خندی
شعر صورتی می شود
رنگ گل های کاغذی
سلام
صبح برشته
مربای آفتاب و گیلاس
ویک لیوان لبخند داغ...
فصل تازه سلام

